ناپلئون: یه لحظه من این پشه رو بکشم.
دزیره: لهش کن.
ناپلئون: فرار کرد.
دزیره: ترسید ازت. خشم ناپلئون.
ناپلئون: دو لیتر خورد یه ذره پشه.
دزیره: دو لیتر :/
دزیره: دستم بهش برسه، میکشمش.
ناپلئون: تو از مورچه می ترسی میخوای پشه بکشی.
دزیره: من بخاطر تو دیو سه سر هم میکشم. چی فکر کردی.
ناپلئون: باشه. خر سلطان جنگل است.
ناپلئون: پنگوئنا پرواز میکنند.
ناپلئون: گاو لازانیا میخورد.
دزیره: خیلی بدی.
ناپلئون: میدونم.
دزیره: هیس حرف نباشه. من دارم برات عاشقانه می سرایم، تو خر سلطان جنگل تحویل من میدی؟
ناپلئون: پنجره دن عشح گلیر. ای بری باخ بری باخ.
ناپلئون: منم سراییدم.
دزیره: :/
دزیره: سکوتی میکنم بالاتر از فریااااد.
ناپلئون: تکنیک شعر سراییم یه کم خاصه.
دزیره: خیلی خاصه.
ناپلئون: چشمه ی شعر و طربم میجوشه، منتهی گل آلود میجوشه.
+ :/
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری