تا زمانی که در قلبت زندگی می کنم، چیزی از خدا نمی خواهم جز وصال دست هایمان. و عشق را، این پاکی را می پرستم که چون تویی در آن جریان داری.
خوبِ من!
کلمات محدودتر از آنند که بتوانند این حس و حال را در خود بگنجانند و برایت شرح دهند. ذهنم فراتر از این نمی رود؛ اجبار دارم به تکرار همان مکرراتِ شب هایمان، به بیان جمله ای که با تمام سادگی اش تمام عشق را رو می کند: "من دوست تر میدارمت"
+ سپاس از حضور جاودانه ات در عشقمان، در این افسانه ی شیرین تکرار ناشدنی.
+ ناپلئون: شبت زهرمار عزیزم
ما را در سایت حالِ این روزهای من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 213