برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
گاهی باید دل به دلش بدهی و بخواهی که برایت حرف بزند. برایت بگوید از دلتنگی هایش، از بی قراری هایش، از حرف هایی که در گلویش گیر کرده؛ حتی غر بزند به جانت آنقدر که دلش صاف شود و بگوید: راحت شدم.
این یعنی ترمیم یک رابطه.
+ نویسنده= ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
ناپلئون: آدم شو.
دزیره: خودت آدم شو.
ناپلئون: من آدم شم تو تنها میمونی.
دزیره: :/
+ چند سطر عاشقانه :/
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
تا جایی که به خاطر دارم، آدم قانعی بودم. هنوز هم هستم؛ اما در دوست داشتن تو، به هیچ صراطی مستقیم نمی شوم. در این یک مورد، قناعت جایز نیست.
باید مرا بیشتر دوست بداری. زیاده خواه عالم عاشقی ام. بیشتر از مجنون که لیلی را طالب بود و فرهاد که شیرین را، باید خواهانم باشی....
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
می خواستم بنویسم برایت، واژه کم آوردم.
کسی هم نباشد، تو که باشی، یک زندگی را به دوش می کشم. اصلا همه را بگو تا بروند؛ در تنهایی های دو نفره مان، عاشقانه زندگی را می سازیم....
+ من روان دائم یک دوست داشتنم.
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
خبر خوب این است که روزی می آید....
در میان روزهای خاکستری تان، دست هایتان را خواهد گرفت؛ گرم تر، صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر. کسی که شبیه به آفتابِ بعد از یک روزِ برفی، به تنِ روزهای سردتان می چسبد.
کسی می آید از جنس محبت که مرهمِ تمام زخم هایتان می شود و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوشِ آرامش حل خواهد کرد.
کسی خواهد آمد برای ساختنِ دوباره ی شما؛ که من آن شخص را، معجزه ای از طرف خدا می نامم....
+ نویسنده= ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
گاهی باید دل به دلش بدهی و بخواهی که برایت حرف بزند. برایت بگوید از دلتنگی هایش، از بی قراری هایش، از حرف هایی که در گلویش گیر کرده؛ حتی غر بزند به جانت آنقدر که دلش صاف شود و بگوید: راحت شدم.
این یعنی ترمیم یک رابطه.
+ نویسنده= ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری
چقدر حالم خوب نیست. انگار دارم محو میشم. یا یک جورهایی کم کم کنار گذاشته میشوم. هرچه که هست حس بدی دارد، خیلی بد. همیشه فکر میکردم شاید بتوانم انگونه باشم که دوست دارند. همیشه خواستم خودم را کنار بگذارم و ....
چقدر از منِ بیچاره دور شده ام. چقدر تنها گذاشتم خودم را.
حال دلم خوب نیست. قبل از مرگش باید نجاتش دهم.
خودم جان! نترس. هنوز مرا داری.
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری