چقدر حالم خوب نیست. انگار دارم محو میشم. یا یک جورهایی کم کم کنار گذاشته میشوم. هرچه که هست حس بدی دارد، خیلی بد. همیشه فکر میکردم شاید بتوانم انگونه باشم که دوست دارند. همیشه خواستم خودم را کنار بگذارم و ....
چقدر از منِ بیچاره دور شده ام. چقدر تنها گذاشتم خودم را.
حال دلم خوب نیست. قبل از مرگش باید نجاتش دهم.
خودم جان! نترس. هنوز مرا داری.
برچسب:
نویسنده: آرشان طاهری